A Free Template From Joomlashack

A Free Template From Joomlashack

سایت های مرتبط

 

موارد مرتبط

دانشنامه موسیقی فلات ایران (ملی - بومی) به کوشش مرکز فرهنگی هنری پارپیرار

دانشنامه ملی

مرکز مهارت آموزی پارپیرار


آمار بازدیدکنندگان

اعضا : 68
مطالب : 257
وب لینک : 22
تعداد بازدید مطالب : 36446
مقالات
شب یلدا PDF چاپ پست الکترونیکی

دی ماه، در ایران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستین روز ماه دی - که موضوع این گفتار است - و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست وسوم، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود. 

 

ادامه...
 
مازندراني‌ها شب چله را با يادآوري آئين‌هاي كهن سپري كردند PDF چاپ پست الکترونیکی

خبرگزاري فارس: مردم مازندران شب يلدا طولاني ترين شب سال را با دنيايي از صفا وصميميت و يادآوري آئين‌هاي فرهنگ كهن خود سپري كردند.

 

ادامه...
 
نگاهي به آيين‌ها، آداب و رسوم و جشن‌هاي شب يلدا PDF چاپ پست الکترونیکی
سنايي مي‌گويد:
به صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي
كه از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا

ادامه...
 
محرم در ايران PDF چاپ پست الکترونیکی

تكيه‌ها در مازندران از عمده‌ترين مكان‌های تجمع مردم استان در ماه محرم

شمرده می‌شوند تكيه در مازندران مترادف با محله معنا می‌شود كه دارای

ساختمان مستقلی است و اين گونه نيست كه مانند مناطق ديگر كشور در چادرها به عزاداری امام حسين(ع) بپردازند.

ادامه...
 
به بهانه زاد روز نیما یوشیج PDF چاپ پست الکترونیکی

 

ادامه...
 
احترام به بزرگترها PDF چاپ پست الکترونیکی

 

مجموعه افراد يك فاميل، نسبت‏به بزرگ خاندان احترام‏مى‏گزارند و در كارها با آنان مشورت مى‏كنند و در اختلافات، به راى وحكميت و داورى آنان ارج مى‏نهند و گاهى يك سخن از سوى آنان،آتش فتنه‏اى را خاموش مى‏سازد، يا تفرقه و كدورتى را به وفاق وهمدلى و آشتى مبدل مى‏سازد.

ادامه...
 
به یاد پهلوان افراسیاب جلالی PDF چاپ پست الکترونیکی

پهلوان هرگز نمی میرد

ادامه...
 
علی ای همای رحمت PDF چاپ پست الکترونیکی

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
 به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را

 

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران

با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند

و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام

عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد،

شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش

ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست

تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين

فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن ر

ا به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود

احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و

طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و

آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام

آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير

الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها

و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام

جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت.

ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

 

نسب علي (ع)

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل

دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي،

فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به

داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و

مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، د

ر فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و

شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، د

ر حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

پدر علي (ع)

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و

عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان

مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني

و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ص)

را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که

همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت:

«تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي

ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري

بزرگوار رشد يافت.

 

مادر علي (ع)

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني

بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت.

از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت

فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز

خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه ا

نبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن

و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».

 

 کنيه علي (ع)

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله:

ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

 

القاب علي (ع)

در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

 

نهج البلاغه علي (ع)

یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.

 

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

 

 معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 

 طبيب دردمندان

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

 

 مردي از تبار نور

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

 
سماحال PDF چاپ پست الکترونیکی
 
فردوسی بزرگ آن زنده کننده ایرانیت و ایرانی این چنین از مازندران و جهان تا همیشه سبز و
شکوفایش یاد کرده است.
ادامه...
 
تاريخچه ساز ایرانی: PDF چاپ پست الکترونیکی
تاريخچه ساز ایرانی:

صدای وزش باد ، برخورد برگ درختان با يکديگر ، آوای پرندگان ، صدای موج دريا ،آبشار و . . . اولين نوای موسيقی بود که انسان قبل از تاريخ - قبل از داشتن خط و زبان – شناخت . او با تقليد از طبيعت به وسيله حنجره خود درحين کار، بار ديگر ارتباطش را با طبيعت تکرار می کرد . با دميدن درشاخ يا استخوان تو خالی حيوانات ، تنه پوک و توخالی درختان يا صدف موجودات دريايي ، اصوات قوی تری ايجاد کرد که برای اعلام خطر ، ايجاد ارتباط و خبر رسانی يا برانگيختن ترس در دل دشمن و حيوانات وسيله مناسبی بود . بوقها ( سازهای بادی ) شايد اولين سازهای ابداعی انسان بود . با ضربه زدن بر تنه توخالی درختان ( سازهای کوبه ای ) و کشيدن پوست حيوانات بر روی آن ( سازهای کوبه ای پوستی ) يا به ارتعاش در آوردن زه کمان و بعدها استفاده از کدوی خشک يا پوست نارگيل در قسمت انتهايي کمان جهت پايداری و تشديد صوت حاصله ( سازهای زهی ) ، اصواتی پديد می آمد . اين اصوات در رزم ، مراسم آئينی و بزم بشر نخستين جايگاه ويژه ای پيدا کرد و به سرعت مراحل تکامل خود را طی کرد .
نقوش موجود بر روی سفالهای پيش از تاريخ در مناطق مختلف ايران مانند تپه سيلک کاشان ، چشمه علی شهر ری و اسماعيل آباد قزوين و . . . گويای وجود مراسم آئينی است که درآنها نقش ساز نيز ديده می شود . تصوير مهر چغاميش (مربوط به 3400 سال ق.م ) بيانگر رواج چنگ درايران است . ظاهرا" اين ساز پايه و الگوی اوليه ای برای ديگر سازهای زهی بوده است . البته اسناد موجود حاکی است که مصريان اولين ملتی بوده اند که چنگ داشته اند .
در تصاوير بجای مانده در حجاريها ، ظروف و . . . هخامنشی و ساسانی اهميت موسيقی و موسيقيدانها و نيز وجود موسيقی مذهبی ، رزمی و بزمی به وضوح مشهود است . در اين دوره سازهای کرنای ، رباب (غژک) ، بربط ، تنبور ، چنگ ، بوق ، سرنا ، شيپور ، نای ، ارغنون ، دف ، چغانه و قاشقک رايج بوده است و خنياگران ( نوازنده ها) به طبقه سوم جامعه تعلق داشته اند . از مشاهده مجسمه های کوچک بدست آمده از شوش با نام نوازندگان ، فرم سازها ، نحوه بدست گرفتن و جزئيات آنها می توان آشنا شد . بديهی است سازها به مرور و طی مراحل مختلف تکامل يافته اند و بسته به کاربرد آنها ( سازهای رزمی ، مذهبی ، بزمی يا گونه ها یمحلی ) در دوره های مختلف تاريخی ، نشيب و فرازهای گوناگونی را طی کرده اند .
حدفاصل دوره ساسانی تا صفويه تحول چندانی در ساخت سازها به چشم نمی خورد . از دوره صفويه به بعد نيز شواهدی که دال بر وجود انواع سازها و سيرتکاملی برخی از آنها است منحصر به وجود نقش برخی سازها در ديوار نگاره ها و مينياتورها می باشد .
در زمان ناصرالدينشاه قاجار با تأسيس دارالصنايع واقع در جنوب شرقی سبزه ميدان تهران و با گردهم آمدن گروهی هنرمندان در فنون و رشته های مختلف هنری ، هنرمندان ساز ساز چون استاد فرج اله ، حاج طاهر ، خاچيک ، هامبارسون ، يحيي و سيد جمال حضور داشته اند .
از آنجا که موسيقی به عنوان يکی از ارکان مراسم ، جشنها و آئين مختلف ، درفرهنگ بومی ، مذهبی و ملی اين سرزمين جايگاه ويژه ای داشته ، ساخت سازهای ايرانی نيز همواره از مراتب خاصی برخوردار بوده است و حضور هنرمندانی کمال گرا و مبتکر در ساخت سازهای ايرانی به خوبی مشهود است .

انواع ساز
ســاز های ايرانی از حيث جنس به سه گروه : - فلزی - سفالی - چوبی
از لحاظ نوع وشکل توليدصوت به سه گروه :
- سازهای زهی مانند : تار، دوتار، سه تار، عود ، تنبور ، بربط ،رباب ، قانون ( زخمه ای ) ،کمانچه،
سرود ( آرشه ای ) ، سنتور(زهی – کوبشی)
- سازهای بادی : فلوت ، نی ، قره نی ، نی انبان ، کرنا ، با لابان ، دوزله ، سرنا ، نفير، دونيه ، شمشال
- سازهای ضربی : دايره ، دهل ، تنبک ، نقاره ، سنج ، طاس ، دف
طبقه بندی شده اند . صدای حاصل از يک ساز به جنس و شکل ساختمان آن و طبعا" به ساخت صحيح و دقيق آن بستگی دارد .
سازهای فلزی که معمولا" از جنس برنج يا مس هستند ، به طريق "ريخته گری يا چکش کاری" ساخته می شوند .
سازهای سفالی ، همانطور که از نام آن پيداست از جنس سفال ( گل رس پخته شده ) می باشد . برخی تنبک ها و سازهای بومی مانند طاس های پوستی و فاقد پوست ازسفال – دستی يا با چرخ _ ساخته می شوند .

سازهای چوبی به طريق "تراش و برش" ساخته می شوند . اين گروه از سازها بيشترين و متنوع ترين سازها را درخود جای می دهد و آنجا که سخن از نواختن يا ساختن سازهای ايرانی است بيشتر اين سازها در ذهن تداعی می گردد . اکثريت سازهای زهی و برخی سازهای ضربه ای به اين روش ساخته می شوند .

روش تراش و برش :

مواد اوليه :
- انوع چوب : گردو ، سنجد ، توت سياه ، افرا
- استخوان برای نصب روی دسته
- چسب يا سريشم
- شاخ قوچ برای ساخت خرک ، سيمگير ، شيطانک
- پوست گوسفند

وسايل و ابزار :
- مغار گيلويي : برای کندن و خالی کردن داخل کاسه سازها
- تيشه معمولی نجاری در اندازه های بزرگ ، متوسط و کوچک : برای تراش روکار و شکل دادن
- اسکنه : برای درآوردن فاق و وصل دسته و . . .
- اره تَر بُری و خشک بری – اره کمانی : برای برای درز کردن کاسه ، فاق زبانه کاسه و بريدن و درست
کردن خرک ، بريدن و درز کردن استخوانهای روی دسته ساز
- رنده های معمولی نجاری ، رنده خشتی ، رنده بغل دوراهی : برای رنده کردن و شکل دادن
- انبرک : برای اندازه گيری قطر کاسه

- کوليس ، گونيا و پرگار
- خط کش فولادی
- خط کش نجاری
- چوب ساب ترسابی و خشک سابی
- چوب ساب قاشقی و نيم گرد
- ليسه معمولی و نيم گرد
- قيد ( گيره بزرگ) برای تحت فشار قراردادن دوقسمت کاسه ساز
- گيره روميزی
- دريل دستی
- دريل شترگردن
- ريسمان باريک پنبه ای
- انواع قالبها( برای سازهای کاسه دار ) : - قالب کاسه - قالب دهنه کاسه بزرگ - قالب دهنه کاسه
کوچک ( نقاره) - قالب از لبه نقاره تامحل وصل دسته به کاسه - قالب سر پنجه و
قالب سيمگير
- لوازم رنگ آميزی ساز : الکل صنعتی نود درجه ، لاک طلايي – پارافين غير خوراکی مايع ، کاغذ
سمباده آج متوسط و آج ريز(نرم)

روش ساخت
ساخت ساز به دو روش صورت می گيرد
1. ساز يک تکه : در سازهايي که يکپارچه ساخته می شوند ، ابتدا هنرمند الگوی اوليه ساز را تهيه کرده و آنرا به روی چوب منتقل می کند . مطابق اين الگو ، اضافات چوب به وسيله اره فلکه يا مغارهای مختلف تراش داده می شود . ابتدا قسمتهای بيرونی ساز شکل داده می شود ، سپس قسمتهای داخل ، از جمله کاسه ساز خالی می شود . از سازهايي که به اين طريق ساخته می شوند می توان به تار ، سه تار ، تنبور ، دوتار و کمانچه اشاره کرد .
2. ساز ترکه ای : ترکه های چوب از قبل آماده می شود سپس ترکه ها درقالبهای آلو مينيومی که شکل کاسه ساز را دارند ، تحت فشار معينی و طی مراحل مختلف شکل کاسه ساز را به خور می گيرد . ترکه ها بر روی قالب اصلی که فرم کلی ساز را دارد درکنارهم قرار گرفته و به وسيله سريشم به يکديگر متصل می شوند . ساخت سه تارهای ترکه ای به اين روش صورت می گيرد


بعد از ساخت و پرداخت ، سطوح ساز به وسيله لاک و الکل پوشيده می شود و درمرحله بعدی پرده بندی و سيم انداختن ، تعبيه گوشی ها ی کوک ، خرکها انجام می گيرد . و در مرحله آخر تنظيم صدا (رگلاژ ) صورت می گيرد .
اکثر قريب به اتفاق سازها زهی مانند تار ، سه تار ، کمانچه و . . . از شکم در انتهای ساز ، گردن يا دسته و سر (محل قرارگرفتن گوشی ها ) تشکيل شده اند . سيم ها با تعداد مختلف در ته ساز ثابت می شود و به موازات طول ساز ، شکم و گردن را طی کرده و به دورِ گوشی ها پيچيده می شوند .
دربرخی سازها شکم دوقسمتی است ( تار و کمانچه ) و گاه بر روی يک يا دوقسمت آن پوست کشيده شده است که غالبا" از پوست شکمبه گوسفند تهيه شده است .
شکل و جنس مضرابها در سازها متفاوت است . گاه فلزی و گاه از جنس شاخ يا پلاستيک و گاه از پر مرغ است .
آرشه يا کمان از يک ميله نازک ، دراز ولی محکم از جنس چوب ساخته می شود که در دو سر آن پايه هايي برای الصاق يک دسته تعبيه شده است .
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > پایان >>

صفحه 1 از 3
 
Joomla 1.5 Templates by Joomlashack