برپایی آیین‌های مرتبط با روز مازندران؛ چرا و چگونه؟

بنام اون خدایی که کریمه                                                                                                       و جور توم مهربونتر من نعیمه

سخنی با فرهیختگان

سرزمین سرسبز تبرستان که امروز از شرقی‌ترین قسمت آن از استان گلستان تا غربی‌ترین آن بخشی از سرزمین گیلان و از جنوب به قسمت هایی از استانهای البرز، سمنان و تهران و دماوند استوار را دربر می‌گیرد، یکی از قدیمی‌ترین مکانهای تاریخی ایران عزیز است؛ نیک می‌دانیم زندگی زاییده درد و رنج است و برای آرامش و زیبایی زندگی، آیین های مختلفی اعم از شادمانه ها و آیینهای مذهبی را خلق کرده و طی قرنها با برگزاری این جشن ها و آیین ها، درخت فرهنگ را پربار و بر نمودند. و از قضا، پی بردن به این مفهومات فرهنگی که مبانی ما را تشکیل می‌دهند برای امروز ما ،که از همه سو در فشار هستیم بسیار کارساز خواهد بود. دنیای مدرن بر اساس ماهییتش، که با هدف توسعه ارتباطات،متاسفانه ارتباط آدمی را به شدت کاهش داده و با همه آسایش که برای بشر به ارمغان آورده، آرامش را متزلزل ساخته است و انسان در خدمت همه دست ساخته های خویش است و هر چه بیشتر در پیله‌ی بی‌هدف خود تنیده است به راحتی انسان سرگشته امروز بیش از هر زمان به آیین های شادمانه نیاز دارد. نیک می‌دانیم بازگشت شادمانه به سمت همدیگر با توسل به آیین‌ها و جشن‌ها ، همچنین آیین مذهبی و شادمانه می‌تواند ما را به این نکته توجه دهد که دنیای دیگری نیز متصور است؛ دنیایی که با هم دلی و هم‌زمانی و هم‌زبانی بر اساس نظام رفاقت و مشارکت بر خلاف نظام رقابت امروزی می توان بی شایبه و زیبا و شاد در آن  زیست. مهمترین ویژگی  جشن ها و آیین های جوامع و اقوام ابتدایی تا جشن ها و جشنواره های امروزی، شادمانی، سور،گرد هم آیی، پذیرایی، مشارکت اجتماعی وفاق و همدلی و نیز به فراموشی سپردن کارهای جدی و برنامه های شغلی روزانه است. در بسیاری از جوامع اعم از شهر یا روستا، به مناسبت‌ها و انگیزه‌هایی چون درو، برداشت محصول ،خرمن ،آغاز زمان ،تقسیم آب ،و یا روی دادهای دینی و دیگر انگیزه ها و مناسبت ها، آیین ها و جشن هایی برگزار می نمودند که متاسفانه با فراگیر شدن تکنولوژی، فن آوری اطلاعات و ارتباطات و مشکلات مترتب بر آن به مرور مشمول فراموشی قرار گرفتند. گرچه طی سالهای اخیر، اندیشمندان و جامعه دانشگاهی و نخبگان با توجه به اهمیت موضوع در زمینه بازگشت به هویت، دست به اقدامات قلمی فراوانی زده اند که در نشریات و کتابها ،همچنین در فضای مجازی شاهد این رویداد مهم هستیم در این مسیر، ضمن اذعان به با اهمیت دانستن کار این اندیشمندان در حوزه نظری و گفتاری باید اعتراف کنیم که این کار گر چه لازم است اما به هیچ وجه کافی نیست بلکه با توجه به ماهییت موضوع، این نوع کنش گری راهی به دهی نخواهد برد و در سطح فرهنگ نظری باقی خواهد ماند. و این تبحر یک سویه، انباشت و چاقی مفرط روشنفکری ایجاد می نماید که معمولا محصول آن توهم دانایی است و متاسفانه جوانان ما آنچه را که می آموزند آنان هم به آن می پردازند همین بحث های نظری است. بر این اساس ما اعتقاد داریم که جهت زنده کردن و خلق آیین ها باید با آنها زندگی کرد تا هم جهان خود را بر اساس ایده های آن آیین بنا کنیم و  هم این که آن آیین باید در متن رفتار و زندگی عملی ما جریان داشته باشد. بنابراین سوای سویه های نظری باید به کنش‌گری از نوع عمل کردن  پرداخت و آیین‌ها را در سطح جامعه اجراکرد تا مردم با آن به صورت ملموس و تنگاتنگ روبروشوند وآن را بکار گیرند تا بتوانند در جهان نیاکان خود نفس بکشند. در این میان نکته ای را که هرگز نباید از یاد برد و در این نوشته مورد تاکید ماست، کنش‌گری از نوع اخیر در آیین است. به گونه‌ای که اگر انجام و عمل در جشنهای شادمانه از قبیل نوروز یا عزاداری‌های ما از قبیل محرم نبود، این مراسم در تاریخ ماندگار نمی شدند که بسیاری از آیین ها که در کتب و منابع ذکر شدند به مرور ایام به فراموشی سپردا شدند. ضمن آنکه نیک می دانیم اگر آیین‌ها نتوانند به نیاز های امروز ما پاسخ گویند ما باید بتوانیم آن را باز خوانی کنیم و این باز خوانی نیاز به دریافت صحیح مبانی زایشی هر آیین دارد؛ بنابراین ما باید ضمن اجرای آیین ها و رسومات فرهنگی خود و اشراف بر زبان آنها، جهان خود را بر این جغرافیا مستقر کنیم تا بتوانیم مانند خود بر سیاره سکنی گزینیم و البته در این میان نباید از باز‌خوانی آیین‌ها بر اساس شرایط و مقتضضات روز غافل بود به هر طریق آن چه امروز به آن نیاز مندیم سوای پژوهش کنش است که با توجه به ماهییت موضوع، کنش نظری تنها در این میدان نه تنها نارسا ،که کارساز نخواهد بود. لذا این واگرایی فرهنگی و آسیب های امروزی که محصول نظام سرمایه داری و فعالیت های فرهنگی ما در نظام رقابت است، حال آنکه در همه ادوار تاریخی این مرز و بوم و برای درمان جامعه امروز چاره ای جز اصلاح فرهنگ عمومی مبنی بر نظام مشارکت نیست که آیین ها در این امر بیش از هر فعالیت دیگری دارای فراغت فرهنگ سازی مشارکتی است.

لازم به یادآوری است حدود یک دهه به همت این مرکز و با همکاری تشکلها و مردم همیشه سبز مازندران، آیین های فراوانی از قبیل روز مازندران، جشن های تیرماسیزه شو خرمن، سلام، تتی، ۲۶ نرزما، فردینماشو، زرد کیجاک، گل گاوزبان، تمشک، توت فرنگی، گیلاس و … در حوزه های مختلف استان و تهران برگزار گردید که خوشبختانه تاثیر بسزایی در احیای فرهنگ بومی و نظام مشارکتی داشته است.

هر چند واقفیم که برای نمونه  خرمنی به آن شیوه ی قدیم وجود ندارد اما  با اجرای جشن خرمن، مردم در فضایی همگرا، اجتماعی و دوستانه قرار می‌گیرند، نیروهای اضافی را صرف میکنند و نیروهایی از هم دلی در اثر شادی دریافت می‌کنند که این مهم  باعث خلق لحظات خاطره انگیز میشود و اتفاقا مانایی و ماندگاری آیینی را بدست میآورند .یا جشن سلام نوروز که چند سالی است در تهران و استان برگزار گردید، با نگاه به مقتضییات زمانی، کمبود زمان، مشکلات زندگی امروزی بنیان گذاری شده است که همه ی هم دیاران در روزی و در مکانی مشخص جمع میشوند و دید و بازدیدی دسته جمعی با حداقل زمان مصرف شده، اما متنوع به دلیل چهره های فراوان به عمل می آورند بویژه تنها فعالیت اجتماعی و فرهنگی است که سه نسل پدربزرگ، پدر و فرزند از آن مصرف می کنند و همواره نسل به نسل به آیندگان منتقل می شود. که این میتواند  باعث ماندگاری این نوآیین زیبا شود. در این خصوص می‌توان به نمونه های بیشتری اشاره کرد که ما را راهنمایی می‌کند تا نه تنها در عمل به آیین های خود توجه کنیم که این توجه یعنی با آنها زیست کنیم بلکه حتی به خلق آیین های جدیدی بر اساس خوی و خیم فرهنگی خود ایجاد نماییم.

حال با این مقدمه ای طولانی، از آنجا که سیزدهم آبان روز تیرگان(که آیین های مربوط به خود را دارد) و ۱۴ آبان روز مازندران است، جا دارد، روز مازندران که نوپا است با آیینهای بومی آراسته شود. به طور مثال آیین‌هایی از قبیل رفتن به مزار شهدا و قبور درگذشتگان و اهدای نذر و خیرات و بر افروختن آتش و نور به عنوان نماد روشنایی همچنین ایجاد فضایی شادمانه برای کودکان در مهد کودکها، مدارس و حتی خیابانها، برگزاری بازیهای بومی با همدلی بدون رقابت در محله ها، روستاها و شهرها، نذورات فرهنگی، اقدامات زیست محیطی، شعرخوانی ها و نقالی ها، و آنچه که مردم فهیم هر منطقه به فراخور فرهنگی خود تشخیص می دهند را اجرا نمود.

لازم به یادآوری است که این مهم یقینا به مدد و همت آحاد مردم، بویژه نخبگان و اندیشمندان، انجمن ها و تشکلها و با حمایت سازمانهای دولتی و همه نهادهای فرهنگی و اجتماعی، انجام خواهد شد. امید که با یاری شما عزیزان توانسته باشیم ادای دینی به فرهنگ و هنر این دیار پربار کرده باشیم.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست… .

 

فرهود جلالی کندلوسی

مهرماه ۱۳۹۶ هجری شمسی برابر با خور‌مای ۱۵۲۹ تبری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *